
امروز تصمیم گرفتم که به یاد گذشته تفعلی بزنیم به دیوان خواجه اهل زار حافظ شیرازی
ببینیم فال امروز چه می شود:

یه هفت، هشت ماهی بود سراغ وبلاگم نیامده بودم چرا ... ؟
یادمه اون روزای اول که دل سوخته رو ثبت کردم و با شور و شوق مطالب عشقانه و دل نوشته های دل سوخته رو در این جای ثبت می کردم و ...
که یهو همه چیز به هم ریخت و پای دیگری به وسط اومد و مزد سالیان عاشقیم را اینگونه گرفته بودم دیگر دل خوشی برای سر زدن به دل سوخته نداشتم.
اما حالا که دوباره برگشتم اینکه حالا دل سوخته واقعی منم و از این به بعد با ببینیم سرنوشت و روزگار مزد چنین عشق پاک و بی ریا را که به یاس و نومیدی بدل شد چگونه خواهد داد.
از این به بعد سعی می کنم که زود تر به دل سوخته سری بزنم تا تسکینی باشم برای دل سوخته اش، شما هم بیایید با نظرات خود مرهمی بر دل سوخته ی دل سوخته باشید.
دل سوخته 22/ مرداد / 1388