

کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد********قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود

برای شب من شعر هم دل تنگ است
مقابل درد من درد مجنون هم کمرنگ است
دیریست که از درد عشق میسوزم
این شاپرک است تنها دوای دل سوخته ام
شاژرک می گوید مهلتی ده بمن
مهلتش به مرگ من نزدیک است
دیریست که دل صبر ندارد چه کنم
به من بگو که چه طور صبر کنم
البته شما قضاوت کنید
تو را من چشم در راه شباهنگام*****که می گیرد دل سراغت را
تو را من شاپرک دوست می دارم *****که عمری ساکت و خاموش می سوزم
من و تو شاپرک هستیم و*****ولی من با تو یک فرق دارم
تو زیبایی و خوشبختی *****ومن تنهایم غمگینم
تویک شاپرک هستی دل شاد*****منم دل سوخته ای غمگین
من از عشقت همین دانم که میسوزم*****تو از رویت رخت چون ماه می تابد