
یک آهنگ می تواند لحظه ای جدید را بسازد One song can spark a moment
یك گل میتواند بهار را بیاورد One flower can wake the dream
یك درخت می تواند آغاز یك جنگل باشد One tree can start a forest
یك پرنده می تواند نوید بخش بهار باشد One bird can herald spring
یك لبخند میتواند سرآغاز یك دوستی باشد One smile begins a friendship
یك دست دادن روح انسان را بزرگ میكند One handclasp lifts a soul
یك ستاره میتواند كشتی را در دریا راهنمایی كند One star can guide a ship at sea
یك سخن می تواند چارچوب هدف را مشخص كند One word can frame the goal
یك رای میتواند سرنوشت یك ملت را عوض كنند One vote can change a nation
یك پرتو كوچك آفتاب میتواند اتاقی را روشن كند One sunbeam lights a room
یك شمع میتواند تاریكی را از میان ببرد One candle wipes out darkness
یك خنده میتواند افسردگی را محو كند One laugh will conquer gloom
یك امید روحیه را بالا می برد One hope will raise our spirits
یك دست دادن نگرانی شما را مشخص میكند One touch can show you care
یك سخن میتواند دانش شما را افزایش دهد One voice can speak with wisdom
یك قلب میتواند حقیقت را تشخیص دهد One heart can know what''''s true
یك زندگی میتواند متفاوت باشد One life can make a difference
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به آرزوهای مهال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به خاطر دود لاله های وحشی
به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان
برای بنفشیه بنفشه ها دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم
تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ... دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم... دوست می دارم
سلام
این متن خیلی جالب بود گفتم شما هم بی بهره نباشید
برای او که خود می داند و نمی خواهد درک کند
خدای عزیزم،
اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیباست (چون دلی زیبا داره)،
درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)،
قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی)
و من خیلی دوستش دارم.
خدایا،
ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه...
خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته
(آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشاا.... .
خدایا،
در سخت ترین لحظات یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهر بورزه..
خداوندا،
همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما،
هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر
(حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد) و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود..
دوستت دارم
دوست عزیزم !
از هم اکنون،
زمان داره برات شمرده میشه !
در عرض 9 دقیقه حتما برات یه اتفاق
خوشایندی خواهد افتاد یا یک خبر خوشی
خواهی شنید ...
نه چون
این متن رو خوندی یا خوندن این متن شانس میاره یا ارسالش
برای کسی باعث رسیدنه خبر خوش میشه
... ...
نه
......
صرفاً یک اتفاق خوش برات خواهد افتاد به این خاطر که الان توی دلت میگی :
خدایا توکل به تو
.....
اما، حالا تو این متن رو برای 9 نفر که دوستشون داری بفرست، ...
همینطور برای من !
شروع کن !
وقتی میگم این متن رو برای 9 نفر که دوستشون داری بفرست همینطور برای من! .....
یه جورائی خوشحال میشم که ازت نامه داشته باشم،
چون میتونم امیدوار باشم که منم جزو اون کسانی هستم که تو دوستشون داری
(^_^)
از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد
خدا گفت : نه !
رها کردن کار توست ، تو باید از آن ها دست بکشی .
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد ،
خدا گفت : نه !
شکیبایی زاده ی رنج و سختی است ، شکیبایی
بخشیدنی نیست ، به دست آوردنی است .
از خدا خواستم تا خوشی و سعادت ام بخشد ،
خدا گفت : نه !
من به تو نعمت و برکت داده ام ، حال با توست که
سعادت را فراچنگ آوری .
از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد ،
خدا گفت : نه !
رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر و به من نزدیک
تر و نزدیک تر می کند .
از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشید ،
خدا گفت : نه !
بایسته آن است که تو خود سربرآوری و ببالی اما من تو
را هرس خواهم کرد تا سودمند و پرثمر شوی .
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفرید از
خدا خواستم ، و باز خدا گفت : نه !
من به تو زندگی خواهم داد ، تا تو خود را از هر چیزی
لذتی به کف آری .
از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم ،
همان گونه که او مرا دوست دارد ،
و خدا گفت : آه ، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم !
امروز تصمیم گرفتم که به یاد گذشته تفعلی بزنیم به دیوان خواجه اهل زار حافظ شیرازی
ببینیم فال امروز چه می شود:

یه هفت، هشت ماهی بود سراغ وبلاگم نیامده بودم چرا ... ؟
یادمه اون روزای اول که دل سوخته رو ثبت کردم و با شور و شوق مطالب عشقانه و دل نوشته های دل سوخته رو در این جای ثبت می کردم و ...
که یهو همه چیز به هم ریخت و پای دیگری به وسط اومد و مزد سالیان عاشقیم را اینگونه گرفته بودم دیگر دل خوشی برای سر زدن به دل سوخته نداشتم.
اما حالا که دوباره برگشتم اینکه حالا دل سوخته واقعی منم و از این به بعد با ببینیم سرنوشت و روزگار مزد چنین عشق پاک و بی ریا را که به یاس و نومیدی بدل شد چگونه خواهد داد.
از این به بعد سعی می کنم که زود تر به دل سوخته سری بزنم تا تسکینی باشم برای دل سوخته اش، شما هم بیایید با نظرات خود مرهمی بر دل سوخته ی دل سوخته باشید.
دل سوخته 22/ مرداد / 1388
سالنمای سال 1388 ایرانی
از مبدأ هجری خورشیدی و 3734 از مبدأ اندازهگیری گاهشماری ایرانی
رضا مرادی غیاث آبادی
نسخههای پیدیاف سالنمای سال آینده ایرانی همراه با راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان در دو گونه هفتگی و ماهانه منتشر شده است. این سالنما را میتوانید از اینجا دریافت کنید:
سالنمای سال 1388 ایرانی،
هر هفته در یک صفحه، 250 کیلوبایت
سالنمای
سال 1388 ایرانی،
هر مـــاه در یک صفحه، 160 کیلو بایت
نسخههای چاپی این سالنما در آبانماه منتشر خواهند شد. در نسخههای چاپی- مطابق دستورالعملها- مناسبتهای مصوب مورد نیاز دستگاههای دولتی نیز افزوده خواهد شد که در نسخه وب، تنها به شماری از مناسبتهای سالانه که وابسته به تعطیلات رسمی بوده و مورد نیاز همگانی هستند، اکتفا شده است.
انتشار زودهنگام تقویم 1388 از جمله به منظور پیشگیری از اختلال دوباره در وبسایت پژوهشهای ایرانی بوده است. چرا که به گزارش نرمافزار آمارگیر، سالنمای 1387 در حدود 20.000 بار بارگیری شد و این جدای از بارگیریهای بسیار بیشتری بوده که از طریق دهها وبسایت دیگر انجام شد.
به راهنمای زمان جشنهای سالنمای 1388 چهار مناسبت جدید افزوده شده است:
1- روز آغاز پادشاهی داراب (کورش) در چهارم بهمنماه به گزارش شاهنامه فردوسی.
2- زادروز زرتشت در آخرین روز سال به گزارش متن پهلوی «گزیدههای زادسپرم».
3- جشن پرشکوه «اوشیدَر» (نجاتبخش ایرانی) در دریاچه هامون سیستان/ زابلستان و کوه خواجه (میانگاه جهان باستان).
مناسبتهای یکم و دوم که منابع مکتوب و کهن ایرانی از آنها پشتیبانی میکنند، امروزه بکلی فراموش شدهاند. اما به نظر میرسد که جشن اوشیدر در دریاچه هامون، بازماندی از باورهای در پیوند با زرتشت باشد. چرا که هم زمان برگزاری جشن با زادروز زرتشت اینهمانی دارد، و هم نام «اوشیدر» که دلالت بر سوشیانتهایی میکند که از تبار زرتشت دانسته شدهاند. (لازم به یادآوریست که زرتشت و باورهای مردمی در پیوند با او ارتباطی با دین زرتشتی ندارد).
4- چهارمین مناسبت عبارت است از فرخنده روز هزارمین سالگرد پایان سرایش شاهنامه فردوسی در بیست و پنجم اسفندماه 1388:
ســرآمــد کـنـون قـصـهٔ یــزدگــرد بـه مـاه ســفــنــدارمـذ روز اِرد
ز هـجـرت شـده پـنـج هـشـتـاد بـار بـه نــام جـهــان داور کــردگــار
بیتهای پایانی شاهنامه فردوسی
از آنجا که سال 400 قمری از 9 شهریور 388 خورشیدی آغاز شده و در 28 مرداد سال 389 خورشیدی به پایان رسیده است؛ روز «اِرد» یا 25 اسفند در این دامنه زمانی، مطابق با سال 388 خورشیدی میشود. به دیگر سخن، 25 اسفند سال 388 هجری خورشیدی برابر است با آدینهروز، 21 رجب سال 400 هجری قمری (1± روز). به این ترتیب، در بیست و پنجم اسفندماه سال 1388، هزار سال تمام خورشیدی از زمان پایان سرایش شاهنامه میگذرد.
در چنین تبدیلهایی، آگاهی از روز آغاز و پایان سال یک گاهشماری در گاهشماری دیگر اهمیت فراوانی دارد. برای مثال اگر فردوسی زمان پایان سرایش شاهنامه را بجای 25 اسفند، 25 مرداد در سال 400 قمری ثبت کرده بود؛ این زمان برخلاف انتظار، نه با سال 388 خورشیدی که با سال 389 خورشیدی برابر میشد. این مثال از اینرو آورده شد که نشان داده شود تبدیل تقویمها از ظرافت و پیچیدگیهای فراوانی برخوردار است که گاهی به آن توجهی نمیشود.
برای تبدیل سال هجری قمری به سال هجری خورشیدی از این فرمول ساده میتوان بهره برد. دقت نتیجه به دلیل دخالت ندادن روز و ماه 1± سال است:
[(365.2422÷10.875× سال قمری) ــ سال قمری = سال خورشیدی]
با اینکه عموم پژوهشگران در مبدأ «هجری قمری» سال 400 اتفاق نظر دارند، اما نگارنده احتمال ضعیف مبدأ «هجری خورشیدی» برای سال 400 را قابل تأمل و بررسی میداند. دستکم لازم است که نادرستی این احتمال به اثبات برسد.
تکثیر این سالنما در محیط وب، بدون هیچگونه تغییر در متن آن برای همگان آزاد است.
او نخستین شعرش را در ۲۳ سالگی مینویسد؛ یعنی همان مثنوی بلند «قصهی رنگ پریده» که خودش آنرا یک اثر بچگانه معرفی کرده است. نیما در سال ۱۲۹۸ به استخدام وزارت مالیه درمیآید و دو سال بعد، با گرایش به مبارزهی مسلحانه علیه حکومت قاجار و اقدام به تهیهی اسلحه میکند. در همین سالهاست که میخواهد به نهضت مبارزان جنگلی بپیوندد؛ اما بعدا منصرف میشود.
نیما در دی ماه ۱۳۰۱ «افسانه» را میسراید و بخشهایی از آن را در مجلهی قرن بیستم به سردبیری «میرزاده عشقی» به چاپ میرساند. در ۱۳۰۵ با عالیه جهانگیری ـ خواهرزادهی جهانگیرخان صوراسرافیل ـ ازدواج میکند. در سال ۱۳۱۷ به عضویت در هیات تحریریهی مجلهی موسیقی درمیآید و در کنار «صادق هدایت»، «عبدالحسین نوشین» و «محمدضیاء هشترودی»، به کار مطبوعاتی میپردازد و دو شعر «غراب» و «ققنوس» و مقالهی بلند «ارزش احساسات در زندگی هنرپیشگان» را به چاپ میرساند. در سال ۱۳۲۱ فرزندش شراگیم بهدنیا میآید ـ که بعد از فوت او، با کمک برخی دوستان پدر، به گردآوری و چاپ برخی شعرهایش اقدام کرد.
نوشتههای نیما یوشیج را میتوان در چند بخش مورد بررسی قرار داد:
ابتدا شعرهای نیما؛ بخش دیگر، مقالههای متعددی است که او در زمان همکاری
با نشریههای آن دوران مینوشته و در آنها به چاپ میرسانده است؛ بخش
دیگر، نامههایی است که از نیما باقی مانده است. این نامهها اغلب، برای
دوستان و همفکران نوشته میشده است و در برخی از آنها به نقد وضع اجتماعی
و تحلیل شعر زمان خود میپرداخته است؛ ازجمله در نامههایی که به استادش
«نظام وفا» مینوشته است.
آثار خود نیما عبارتند از: «تعریف و تبصره و یادداشتهای دیگر» ، «حرفهای
همسایه» ، «حکایات و خانوادهی سرباز» ، «شعر من» ، «مانلی و خانهی
سریویلی» ،«فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ» ، «قلمانداز» ، «کندوهای شکسته»
(شامل پنج قصهی کوتاه)، «نامههای عاشقانه» و غیره.
و عاقبت در اواخر عمر این شاعر بزرگ، درحالیکه به علت سرمای شدید یوش، به ذاتالریه مبتلا شده بود و برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تاثیری نداد و در تاریخ ۱۳ دیماه ۱۳۳۸، نیما یوشیج، آغازکنندهی راهی نو در شعر فارسی، برای همیشه خاموش شد. او را در تهران دفن کردند؛ تا اینکه در سال ۱۳۷۲ طبق وصیتش، پیکرش را به یوش برده و در حیاط خانه محل تولدش به خاک سپردند.
نیما علاوه بر شکستن برخی قوالب و قواعد، در زبان قالبهای شعری تاثیر فراوانی داشت؛ او در قالب غزل ـ بهعنوان یکی از قالبهای سنتی ـ نیز تاثیر گذار بوده؛ به طوری که عدهای معتقدند غزل بعد از نیما شکل دیگری گرفت و به گونهای کاملتر راه خویش را پیمود.
سیداکبر میرجعفری، شاعر غزلسرای دیگر، بیشترین تاثیر نیما را بر جریان کلی شعر، در بخش محتوا دانسته و میگوید: «شعر نو» راههای جدیدی را پیش روی شاعران معاصر گشود. درواقع با تولد این قالب، سیل عظیمی از فضاها و مضامینی که تا کنون استفاده نمیشد، به دنیای ادبیات هجوم آورد. درواقع باید بگوییم نوع نگاه نیما به شعر بر کل جریان شعر تاثیر نهاد. در این نگاه همه اشیایی که در اطراف شاعرند جواز ورود به شعر را دارند. تفاوت عمده شعر نیما و طرفداران او با گذشتگان، درواقع منظری است که این دو گروه از آن به هستی مینگرند.
«نیما یوشیج» به روایت دکتر روژه لسکو
«نیما یوشیج» برای اروپاییان بویژه فرانسه زبانان چهره ای ناشناخته نیست.
علاوه براینکه ایرانیان برخی از اشعار نیما را به زبان فرانسه ترجمه
کردند، بسیاری از ایرانشناسان فرانسوی نیز دست به ترجمه اشعار او زدند و
به نقد آثارش پرداختند. بزرگانی چون دکتر حسن هنرمندی، روژه لسکو، پروفسور
ماخالسکی، آ.بوسانی و… که در حوزه ادبیات تطبیقی کار می کردند عقیده
داشتند چون نیما با زبان فرانسه آشنابوده، بسیار از شعر فرانسه و از این
طریق از شعر اروپا تأثیر پذیرفته است. از نظر اینان اشعار سمبولیستهایی
چون ورلن، رمبو و بویژه ماگارمه در شکل گیری شعرسپیدنیمایی بی تأثیر نبوده
است.
پروفسور «روژه لسکو» مترجم برجسته «بوف کور» صادق هدایت، که در فرانسه به عنوان استاد ایران شناسی در مدرسه زبانهای زنده شرقی، زبان کردی تدریس می کرد، ترجمه بسیار خوب و کاملی از «افسانه» نیما ارائه کرد و در مقدمه آن به منظور ستایش از این اثر و نشان دادن ارزش و اهمیت نیما در شعر معاصر فارسی، به تحلیل زندگی و آثار او پرداخت و نیما را به عنوان بنیانگذار نهضتی نو در شعر معاصر فارسی معرفی کرد.
دکتر رو»ه در مقدمه ترجمه شع افسانه در مقاله اش م نویسد:
«شعر آزاد» یکی از دستاوردهای اساسی مکتب سمبولیسم بود که توسط ورلن، رمبو
و … در «عصر روشنگری» بنا نهاده شد و شاعران و نویسندگان بسیاری را با خود
همراه کرد که نیمایوشیج نیز با الهام از ادبیات فرانسه یکی از همراهان این
مکتب ادبی شد.
هدف در شعر آزاد آن است که شاعر به همان نسبت که اصول خارجی نظم سازی کهن
را به دور می افکند هرچه بیشتر میدان را به موسیقی وکلام واگذارد. در واقع
در این سبک ارزش موسیقیایی و آهنگ شعر در درجه اول اهمیت قرارمی گیرد.
شعر آزاد به دست شاعران سمبولیست فرانسه چهره ای تازه گرفت و به شعری
اطلاق می شد که از همه قواعد شعری کهن برکنار ماند و مجموعه ای از قطعات
آهنگدار نابرابر باشد.
در چنین شعری، قافیه نه در فواصل معین، بلکه به دلخواه شاعر و طبق نیاز موسیقیایی قطعه در جاهای مختلف شعر دیده می شود و «شعر سپید» در زبان فرانسه شعری است که از قید قافیه به کلی آزاد باشد و آهنگ دار بودن به معنای موسیقی درونی کلام از اجزا جدایی ناپذیر این نوع شعر است. که این تعاریف کاملاً با ماهیت و سبک اشعار نیما هماهنگی دارد.
در مجموع می توان گفت که:نوزدهم آبان
سال 518 پیش از میلاد: گشایش آبراه دریای سرخ به رود نیل
داریوش بزرگ:
رود نیل را به دریای پارس پوند دادم

ماه های تولد افراد مشهور
- افراد مشهور فروردین ماه:
فریدون جنیدی ( شاهنامهپژوه و نویسندهٔ ایرانی) ، بنی صدر (رییس جمهور
پیشین ایران) ، علی دایی (بازیکن فوتبال) ، زلمی خلیلزاد (نماینده دولت
بوش در سازمان ملل با تبار افغانستانی) ، محمد علی فردین (بازیگر ایرانی)
، هایده (خواننده ایرانی) ، مجید مجیدی (کارگردان ایرانی) ، محمدعلی
کشاورز (بازیگر ایرانی) ، خسرو شکیبایی (بازیگر ایرانی) ، ژاله علو
(بازیگر ایرانی) ، چارلی چاپلین (هنرپیشه انگلیسی)، بیتا فرحی (هنرپیشه
ایرانی) ، پوران درخشنده (کارگردان ایرانی) ، علیرضا افتخاری (خواننده
ایرانی) ، رخشان بنیاعتماد (کارگردان ایرانی) ، مارلون براندو (هنرپیشه
آمریکایی)، یزدان ( شکافنده اتم )؛ بیسمارک (صدراعظم آلمان)، ژوزف پولیتزر
(روزنامه نگار آمریکایی)، هنری جیمز (نویسنده آمریکایی)، ونسان ونگوک
(نقاش هلندی)، نیکیتا خروشچوف (نخست وزیر سابق روسیه) و تنسی ویلیامز
(نویسنده آمریکایی) ، مریلا زارعی ( هنرپیشه ایرانی ) محمد رضا گلزار
(هنرپیشه ایرانی) ، خشایار اعتمادی (خواننده ایرانی)
- افراد مشهور اردیبهشت ماه:
عمر خیام (ریاضیدان و اخترشناس ایرانی) ، دکتر محمّد معین (ادیب ایرانی) ،
سیمین دانشور (شاعر ایرانی) ، قیصر امینپور (شاعر ایرانی) ، غلامحسین
بنان (خواننده ایرانی) ، گوگوش (خواننده ایرانی) ، رهی معیری (شاعر
ایرانی) ، فریماه فرجامی (بازیگر ایرانی) ، پرویز مشکاتیان (نوازنده
ایرانی) ، اندی (خواننده ایرانی) ، آرش لباف (خواننده ایرانی) ، رضا
عطاران (بازیگر ایرانی) ، بهنوش بختیاری (بازیگر ایرانی) ، آندره آغاسی
(تنیسور امریکایی) ، همایون شجریان (خواننده ایرانی) ، آتوسا پور کاشیان
(استاد بزرگ شطرنج) ، اونوره دوبالزاک (نویسنده فرانسوی)، ویلیام شکسپیر
(نمایشنامه نویس انگلیسی)، برتراند راسل (فیلسوف و نویسنده انگلیسی)،
ولادمیر ناباکف (نویسنده روس)، یوهان برامس (آهنگساز آلمانی)، سالوادور
دالی (نقاش اسپانیایی)، هری ترومن (رئیس جمهور آمریکا)، روبسپیر (انقلابی
فرانسوی)، کاترین کبیر (ملکه روسیه)، الیور کرامول (رهبرانقلابی انگلیس)،
نانسی عجزم (خواننده لبنانی) ، ملکه الیزابت دوم (ملکه انگلیس)، هیتلر
(دیکتاتور آلمانی)، زیگموند فروید (روانشناس اتریشی)، هنری فوندا (هنرپیشه
آمریکایی)، گری کوپر (هنرپیشه آمریکایی) و ارسون ولز (کارگردان آمریکایی)
، سعید شهروز (خواننده ایرانی) ، پویا امینی (بازیگر ایرانی) ، جواد
کاظمیان (فوتبالیست ایرانی) ، فریدون زندی (فوتبالیست ایرانی) .
- افراد مشهور خرداد ماه:
عزت الله انتظامی (بازیگر ایرانی) ، ابی (خواننده ایرانی) ، احمد ظاهر
(مشهورترین خواننده افغانستان) ، محسن مخملباف (کارگردان ایرانی) ،
محمدرضا شریفینیا (بازیگر ایرانی) ، امین حیایی (بازیگر ایرانی) ، سیاوش
قمیشی (خواننده ایرانی) ، رضا کیانیان (بازیگر ایرانی) ، جواد رضویان
(بازیگر ایرانی) ، هادی ساعی (قهرمان تکواندو المپیک از ایران) ، شیرین
عبادی (وکیل دادگستری ایرانی) ، امامعلی حبیبی (قهرمان کشتی ایران) ،
فرهاد مجیدی (فوتبالیست ایرانی) ، سعید نفیسی (نویسنده و شاعر ایرانی) ،
عباس یمینی شریف (شاعر و ادیب ایرانی) ، جلیل شهناز (نوازنده ایرانی) ،
محمد محیط طباطبایی (اندیشمند و روزنامه نگار ایرانی) ، احمدرضا عابدزاده
(بازیگر و مربی فوتبال ایرانی) ، وحید طالبلو (فوتبالیست ایرانی) ، مژده
شمسایی (بازیگر ایرانی) ، پرستو گلستانی (بازیگر ایرانی) ، کمند
امیرسلیمانی (بازیگر ایرانی) ، مهناز افشار (بازیگر ایرانی) ، مژده شمسایی
(بازیگر ایرانی) ، شهره لرستانی (بازیگر ایرانی) ، والت ویتمن (شاعر
آمریکایی)، تامس هاردی (نویسنده انگلیسی)، فرنسواز ساگان (نویسنده
فرانسویی)، یان فلمینگ (نویسنده انگلیسی)، پول گوگن (نقاش فرانسوی)،
مریلین مونرو (هنرپیشه آمریکایی) ، جان.اف کندی (رئیس جمهور آمریکا).
- افراد مشهور تیر ماه:
علی حسینی خامنهای (رهبر فعلی ایران) ، علیاکبر ولایتی (وزیر خارجه
پیشین ایران) ، ولادیمیر پوتین (رییس جمهور سابق روسیه) ، محمد داود خان
(اولین رییس جمهور افغانستان) ، سیمین بهبهانی (شاعر ایرانی) ، صمد بهرنگی
(نویسنده ایرانی) ، صادق چوبک (نویسنده ایرانی) ، داود رشیدی (بازیگر
ایرانی) ، عباس کیارستمی (کارگردان ایرانی) ، سهراب شهید ثالث (کارگردان
ایرانی) ، ثریا اسفندیاری بختیاری (همسر دوم محمدرضا شاه پهلوی) ،
روحانگیز سامینژاد (اولين هنر پيشه زن ايراني) ، فاطمه گودرزی (بازیگر
ایرانی) ، شادی پریدر (نخستین استاد بزرگ شطرنج بانوان ایران) ، بي نظير
بوتو (نخست وزیر پیشین پاکستان) ، محمود فکری (فوتبالیست ایرانی) ، عباس
مرادی (دروازه بان بزرگ ایران)، مصطفی رحماندوست (شاعر ایرانی) ، نسرین
مقانلو (بازیگر ایرانی) ، سحر ولد بیگی (بازیگر ایرانی) ، هدیه تهرانی
(بازیگر ایرانی) ، رضا شفیعی جم (بازیگر ایرانی) ، گلشیفته فراهانی
(بازیگر ایرانی) ، وحید هاشمیان (فوتبالیست ایرانی) ، نیوشا ضیغمی (بازیگر
ایرانی) ، الناز شاکردوست (بازیگر ایرانی) ، ارنست همینگوی (نویسنده
آمریکایی)، آن لیندبرگ (نویسنده آمریکایی)، ژان کوکتو (نویسنده فرانسوی)،
هلن کلر (نویسنده آمریکایی)، مارک شاگال (نقاش روس)، رامبراند (نقاش
هنلدی)، مارسل پروست (نویسنده فرانسوی)، اینگمار برگمن (نویسنده و
کارگردان سوئدی)، لویی آرمسترانگ (نوازنده جاز آمریکایی)، راکفلر (سرمایه
دار آمریکایی)، ژولیوس سزار (سردار روم)، جان گلن (فضانورد آمریکایی)،
جینالو لوبریجیدا (هنرپیشه ایتالیایی) و هنری هشتم (پادشاه فرانسه).
- افراد مشهور مرداد ماه: محمود
دولتآبادی (نویسنده ایرانی) ، علی حاتمی (کارگردان ایرانی) ، انوشیروان
روحانی (آهنگساز ایرانی) ، عارف عارفکیا (خواننده ایرانی) ، امید
(خواننده ایرانی) ، شقایق فراهانی (بازیگر ایرانی) ، حسن جوهرچی (بازیگر
ایرانی) ، داریوش فرضیایی"عمو پورنگ" (بازیگر ایرانی) ، منیرو روانیپور
(نویسنده ایرانی) ، امین تارخ (بازیگر ایرانی) ، پوپک گلدره (بازیگر
ایرانی) ، رضا صادقی (خواننده ایرانی) ، مهدی مهدوی کیا (فوتبالیست
ایرانی) ، محمد خانی (استاد اینترنت)، داریوش ارجمند (بازیگر ایرانی) ،
امین زندگانی (بازیگر ایرانی) ، آلدوس هاکسلی (نویسنده آمریکایی)، جورج
والتر اسکات (نویسنده اسکاتلندی)، جان گالز ورثی (نویسنده آمریکایی)، جورج
برنارد شاو (نویسنده انگلیسی)، دوروتی پارکر (نویسنده انگلیسی)، کارل
گوستاو یونگ (روانشناس سوئیسی)، آلفرد هیچکاک (کارگردان انگلیسی)،
موسیلینی (دیکتاتور ایتالیایی)، فیدل کاسترو (رهبر انقلابی کوبا)، ناپلئون
بناپارت (پادشاه فرانسه) و لوسیل بال (کمدین آمریکایی).
- افراد مشهور شهریور ماه:
روحالله مصطفوی موسوی خمینی (رهبر پیشین ایران) ، اکبر هاشمی
رفسنجانی(رییس جمهور پیشین ایران) ، مرتضی آوینی (نویسنده و کارگردان
مستند ایرانی) ، دمیتری مدودف (رییس جمهور روسیه) ، احمدشاه مسعود
(فرمانده مبارزین افغانستان) ، تهمینه میلانی (کارگردان ایرانی) ، فریدون
مشیری (شاعر ایرانی) ، غلامرضا تختی (ورزشکار ایرانی) ، عهدیه (خواننده
ایرانی) ، قادر میزبانی (قهرمان دوچرخه سواری ایران) ، علیرضا دبیر
(قهرمان کشتی ایران) ، مهدی شجاعی (نویسنده ایرانی) ، هوشنگ مرادی کرمانی
(نویسنده ایرانی) ، کیومرث صابری فومنی (طنز نویس ) ، اکبرعبدی (بازیگر
ایرانی) ، پارسا پیروز فر (بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر ایرانی)
، نیکی کریمی (بازیگر ایرانی) ، حسام نواب صفوی (بازیگر ایرانی) ، مجید
صالحی (بازیگر ایرانی) ، امیر تاجیک (بازیگر ایرانی) ، جواد نکونام
(فوتبالیست ایرانی) ، حسین پناهی (بازیگر و شاعر ایرانی) ، شهلا ریاحی
(بازیگر ایرانی) ، بنیامین بهادری (خواننده ایرانی) ، تئودور رایزر
(نویسنده آمریکایی)، گوته (شاعر آلمانی)، دی.اچ لارنس (داستان نویس
انگلیسی)، قوام نکرومه (سیاستمدار غنایی)، ملکه الیزابت اول (ملکه
انگلستان)، جوزف کندی (سیاستمدار آمریکایی)، لیندون جانسون (رئیس جمهور
آمریکا)، ویلیام هوارد تافت (رئیس جمهور آمریکا)، لئونارد برنشتاین
(آهنگساز آمریکایی)، اینگرید برگمن (هنرپیشه سوئدی)، سوفیا لورن (هنرپیشه
ایتالیایی)، الیاکازان (کارگردان آمریکایی)، هنری فورد (مدیرکارخانه ماشین
سازی) و پیتر سلرز (هنرپیشه انگلیسی).
- افراد مشهور مهر ماه:
منوچهر آتشی (شاعر ایرانی) ، محمدرضا شَفیعی کَدکَنی (شاعر ایرانی) ،
سهراب سپهری (شاعر ایرانی) ، محمد رضا شجریان (خواننده ایرانی) ، فرح دیبا
(ملکه سابق ایران) ، محمد خاتمی (رییس جمهور پیشین ایران) ، علی پروین
(بازیکن و مربی فوتبال ایرانی) ، فردریش نیچه (فیلسوف و نویسنده آلمانی) ،
محمد ظاهرشاه (آخرین پادشاه افغانستان) ، بیل کلینتون (رییس جمهور پیشین
آمریکا) ، سامویل خاچیکیان (کارگردان ایرانی) ، فریدون فرخزاد (مجری و
خواننده ایرانی) ، ابراهیم گلستان (نویسنده و کارگردان ایرانی) ، علی مصفا
(بازیگر ایرانی) ، مهتاب کرامتی (بازیگر ایرانی) ، کریس دیبرگ (خواننده
ایرلندی) ، پوری بنایی (بازیگر ایرانی) ، الهام حمیدی (بازیگر ایرانی) ،
جیمی کارتر (رییس جمهور پیشین آمریکا) ، باران کوثری (بازیگر ایرانی) ،
عادل فردوسی پور ( مجری تلویزیون ایرانی) ، گلی ترقی (نویسنده ایرانی) ،
تامس ولف (نویسنده آمریکایی)، اسکار وایلد (نمایشنامه نویس ایرلندی)،
فردریش نیچه (فیلسوف آلمانی)، گراهام گرین (نویسنده انگلیسی)، ویلیام
فاکتر (نویسنده آمریکایی)، یوجین اونیل (نمایشنامه نویس آمریکایی)، تی.سی
الیوت (نویسنده انگلیسی)، آیزنهاور (رئیس جمهور آمریکا)، جورج.سی اسکات
(هنرپیشه آمریکایی)، بریژیت باردو (هنرپیشه آمریکایی)، سر والتر رالی
(شاعر انگلیسی)، جی.بی راین (روانشناس آمریکایی)، مهاتما گاندی (رهبر ملی
هند)، لویی فیلیپ (پادشاه فرانسه)، فرانتس لیست (آهنگساز مجار)، مارچلو
ماسترویانی (هنرپیشه ایتالیایی) و چارلتون هستون (هنرپیشه آمریکایی).
- افراد مشهور آبان ماه:
محمد حسینی بهشتی (ریاست پیشین دیوانعالی ایران) ، علامه اقبال لاهوری
(اندیشمند و شاعر هندی) ، نیما یوشیج (شاعر ایرانی) ، علی تجویدی
(موسیقیدان ایرانی) ، آیدین آغداشلو (نقاش ایرانی) ، بانو دلکش (خواننده
ایرانی) ، گلبدین حکمتیار (از جنگ سالاران افغانستان) ، فاطمه معتمد آریا
(بازیگر ایرانی) ، آتنه فقیه نصیری (بازیگر ایرانی) ، مریم حیدر زاده
(شاعر ایرانی) ، ویشکا آسایش (بازیگر ایرانی) ، علی کریمی (فوتبالیست
ایرانی) ، شیلا خداداد (بازیگر ایرانی) ، ستار (خواننده ایرانی) ، مهستی
(خواننده ایرانی) ، احسان خواجهامیری (خواننده ایرانی) ، امید تاجیک
(بزرگترن تاجر ایرانی)، فرانسوا میتران (رییس جمهور پیشین فرانسه ) ، ماری
کوری (دانشمند فرانسوی) ، سالک (میکروبیولوژیست آمریکایی)، پابلو پیکاسو
(نقاش اسپانیایی)، جورج.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)، ایندیرا گاندی
(رهبرملی هند)، جواهر لعل نهرو (رهبرملی هند)، ماری آنتوانت (ملکه
فرانسه)، مارتین لوتر (کشیش آلمانی بنیانگذار مذهب پروتستان)، رابرت کندی
(سناتور آمریکایی)، چیانگ کای چک (رهبرچین)، تئودور روزولت (رئیس جمهور
آمریکا)، شارل دوگل (ژنرال فرانسوی) و ریچارد برتون (هنرپیشه انگلیسی).
- افراد مشهور آذر ماه:
داریوش مهرجویی (کارگردان ایرانی) ، علی شریعتی (اندیشمند و متفکر ایرانی)
، جمشید مشایخی (بازیگر ایرانی) ، مهتاب نصیر پور (بازیگر ایرانی) ،
داریوش فرهنگ (کارگردان و بازیگر ایرانی) ، محمدتقی بهار (شاعر و
سیاستمدار ایرانی) ، جلال آلاحمد (نویسنده ایرانی) ، لاله اسکندری
(بازیگر ایرانی) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، امید زندگانی (بازیگر
ایرانی) ، ویگن (خواننده ایرانی) ، ناصر حِجازی ( بازیکن و مربی فوتبال) ،
بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، علی صادقی (بازیگر ایرانی) ، کامران و هومن
(خوانندگان ایرانی) ، مارک تواین (نویسنده آمریکایی)، بتهوون (آهنگساز
آلمانی)، جان آزبرن (نویسنده انگلیسی)، وینستون چرچیل (نخست وزیر انگلیس)،
والت دیسنی (تهیه کننده فیلم های کارتون آمریکایی)، فرانک سیناترا
(هنرپیشه آمریکایی)، پاپ ژان پل سیزدهم (رهبر کاتولیک های جهان) و جان
میلتون (شاعر انگلیسی).
- افراد مشهور دی ماه: فردوسی
(بزرگترین حماسه سرایی تاریخ) ، ارد بزرگ (اندیشمند و متفکر ایرانی) ،
ایرج جنتی عطایی (شاعر ایرانی) ، جبران خلیل جبران (اندیشمند و شاعر
لبنانی) ، فروغ فرخزاد (شاعر ایرانی) ، حامد کَرزی (رییس جمهور افغانستان)
، حسین الهی قمشهای (سخنور و نویسنده ایرانی) ، احمد محمود (نویسنده
ایرانی) ، معین (خواننده ایرانی) ، کتایون ریاحی (بازیگر ایرانی) ،
کریستین امانپور (گزارشگر تلویزیونی در آمریکا از تبار ایرانی) ، ترانه
علیدوستی (بازیگر ایرانی) ، فریبا کوثری (بازیگر ایرانی) ، ناصر عبداللهی
(خواننده ایرانی) ، ماهایا پطروسیان (بازیگر ایرانی) ، حدیث فولادوند
(بازیگر ایرانی) ، افسانه بایگان (بازیگر ایرانی) ، مریم زندی (عکاس
ایرانی) ، رامبد جوان (بازیگر ایرانی) ، محمد رضا فروتن (بازیگر ایرانی) ،
فرهاد مهراد (خواننده ایرانی) ، شهره صولتی (خواننده ایرانی) ، رضا رویگری
(خواننده ایرانی) ، بهرام بیضایی (کارگردان ایرانی) ، رزیتا غفاری (بازیگر
ایرانی) ، ژاندارک (زن انقلابی فرانسوی)، رودیارد کیپلینگ (نویسنده
انگلیسی)، لویی پاستور (شیمیدان فرانسوی)، ادگار آلن پور (نویسنده
آمریکایی)، کارل سند برگ (شاعر آمریکایی)، آلبرت شوایتزر (پزشک و فیلسوف
فرانسوی)، یوهان کپلر (ستاره شناس آلمانی)، بنجامین فرانکلین (نویسنده و
سیاستمدار آمریکایی)، مائوتسه تونگ (رهبر انقلابی چین)، هنری ظمیلر
(نویسنده آمریکایی)، ایزاک نیوتن (دانشمند انگلیسی)، ریچارد نیکسون (رئیس
جمهور سابق آمریکا)،مارتین لوترکینگ (رهبرسیاهان آمریکا)، اواگاردنر
(هنرپیشه آمریکایی) و همفری بوگارت (هنرپیشه آمریکایی).
- افراد مشهور بهمن ماه:
خسرو گلسرخی ( شاعر و مبارز ایرانی) ، داریوش اقبالی (خواننده ایرانی) ،
صادق هدایت (نویسنده ایرانی) ، سیروس قایقران (فوتبالیست ایرانی) ، محمود
فرشچیان (مینیاتوریست ایرانی) ، علی نصیریان (بازیگر ایرانی) ، علیرضا
خمسه (بازیگر ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده ایرانی) ، شادمهر عقیلی
(خواننده ایرانی) ، تورج نگهبان (ترانه سرای ایرانی) ، علیرضا عصار
(خواننده ایرانی) ، افشین قطبی (مربی فوتبال ایرانی) ، احسان حدادی
(پرتابگر دیسک ایرانی)، شهاب حسینی (بازیگر ایرانی) ، سمیرا مخملباف
(کارگردان ایرانی) ، رویا نونهالی (بازیگر ایرانی) ، دمیتری مندلیف
(شیمیدان روس) ، شَهرنوش پارسیپور (نویسنده ایرانی) ، بزرگ علوی (
نویسنده ایرانی) ، ادیسون (مخترع آمریکایی)، گالیله (دانشمند
ایتالیایی)، حسن اعرابی (پویا)، فرانسیس بیکن (فیلسوف انگلیسی)، چارلز
داروین (طبیعیدان انگلیسی)، لنگستن هیوز (نویسنده آمریکایی)، سامرست موآم
(نویسنده انگلیسی)، چارلز دیکنز (نویسنده انگلیسی)، پرلمان (نویسنده
آمریکایی)، پل نیومن (هنرپیشه آمریکایی)، کیم نواک (هنرپیشه آمریکایی)،
کلارک گیبل (هنرپیشه آمریکایی)، جیمز دین (هنرپیشه آمریکایی)، فرانکلین
روزولت (رئیس جمهور سابق آمریکا)، آبراهام لینکلن و رونالد ریگان(روسای
جمهور سابق آمریکا) ، ملک عبدالله دوم (پادشاه اردن) .
- افراد مشهور اسفند ماه:
رضا شاه (بنیانگذار دودمان پهلوی ایران) ، آیتالله محمود طالقانی (فعال
سیاسی ایرانی) ، حمیرا (خواننده ایرانی) ، احمد خمینی (فرزند رهبر پیشین
ایران) ، میخائیل گورباچف (آخرین رییس جمهور شوروی) ، پروین اعتصامی (شاعر
ایرانی) ، پریسا (خواننده ایرانی) ، بیژن ترقی (ترانه سرای ایرانی) ،
هوشنگ ابتهاج (شاعر ایرانی) ، مرجانه گلچین (بازیگر ایرانی) ، لیلا فروهر
(خواننده ایرانی) ، عمران صلاحی (نویسنده ایرانی) ، میکل آنژ (نقاش
ایتالیایی)، ریمسکی کرساکف (آهنگساز روسی)، فردریک شوپن (آهنگساز
فرانسوی)، اوگوست رنوار (نقاش فرانسوی)، جان اشتاین بک (نویسنده
آمریکایی)، ادوارد آلبی (نمایشنامه نویس آمریکایی)، الیزابت تیلور
(هنرپیشه آمریکایی)، جورج واشنگتن (رئیس جمهور سابق آمریکا) ، ویکتور هوگو
(نویسنده فرانسوی) ، ایرج نوذری (بازیگر ایرانی) ،آندرانیک تیموریان
ای اشناترین زیبای من،
ای فراگیر ترین صدای زندگی من، ای باغ در باغ شکوفه زار، ای همرنگ و همراه
وهمسایه بهار، در تو چشمه های مهربانی می جوشد. ابرهای عطوفت به شوق
باریدن گستره قلب ترا می پوشاند. طراوت و لطافت وشکنندگی درونمایه توست
قلبت آشیان عشق های بزرگ و اهورائی است. با تن پوشی از گل چشمانی بارانی
لبانی متبسم در میان ازدحام شادمانی ودست افشانی از راه می رسی. ای رنگین
کمان شادکامی با گلبوسه های محبت سیال روح بهاریت عطش ما را فرو می نشانی
افسردگی ها را دور می سازی وچشمهای مشتاق را به نوازش و تحسین زیبایی می
خوانی با کلامی صمیمی روی قلب ها طرح عشق ترسیم می کنی با خوش اهنگ ترین
الحان عطر خوشبوترین گلها را می پراکنی چون باران وشبنم و نسیم گستره دلها
را به طراوت وتازگی و نشاط دعوت می کنی ای لطافت سبزه زاران حشمت وشکوه
وغرور استوار تمامی کوهساران عصمت مهتاب و شفافیت چشمه ساران همواره با تو
باد.
تولدت مبارک

بالبان خاموشم بوسه به لبانت می زنم .
عشق
صدایی آشنا اما غریبه
عشق آوایی که دوباره کوبید بر دریچه قلبم
عشق آیینه هستی وزندگی
عشق همان دیباچه زیبای هستی
عشق نوای ساختن وسوختن
عشق شاپرک زیبایی برروی شانه هایم
شاپرکی که پرکشیدامادوباره نشست
عشق بودن است برای عاشق ماندن
و عاشق شدن
دوستت دارم ای بهترین
و سلام به اونایی که فراموش کردند دل سوخته ای هم هست یا دل سوخته ای هم بود.
بی خیال این بی کسی ها و تنهایی ها شاید این سرنوست منه که باید تنها و دل سوخته باشم و بمانم البته که شاید نه باید اینگونه بمانم وگرنه بی خود مرا دل سوخته نامیدند.
به هر دری می زنم که بفهمه چقدر دلتنگش هستم٬ با اینکه هر روز می بینمش٬ با اینکه هر روز رو با خیالش سر می کنم ولی نمی دونم کی می خواد بفهمه منم آره ...
خوب دیگه دل سوخته هم یه آدمه٬ آدمی که دل داره٬ آدمی که دلش رو سوزوندن و دلش رو شکوندن حالا دل سوخته می خواد از نو شروع کنه ...
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما
نمی دونم چی براش بنویسم که احساسات قلبی من رو بفهمه٬ اصلاْ می دونه که من وبلاگم رو برا چی نگه داشتم٬ منی که به اون ضربه روزگارم در معرض نابودی بود ولی محبت های ناخواسته ی اون دلگرمم کرد اون بود تا باعث بشه جرقه زندگی و نور امید باز هم در دل دل سوخته روشن بشه
ببخشید دوستان گلم با حرف هام ناراحتتون کردم
بیایید برای دل سوخته دعا کنید که دیگر دلش نسوزد ...
دل سوخته
صدای پای نفس های کسی مو به مو ..
سطر به سطر
واژه به واژه
در تنهاییم رخنه میکند
برای هجوم شبی سرد اماده می شوم
به حیا هوی فصلی مرده به بیداری می رسم
نه حق حق صدایی
نه سوسوی شهابی
به تنهاییم می اندیشم
واین که چگونه در ذرات تنهاییم جای گرفت
(باران )
پیشاپیش سال نو رو تبریک می گم.

امیدوارم مه این نوروز باستانی بر همه شما با شادمان همراه باشد.
باز هم نوبت من شد که در به روز کردن وبلاگ جوانان امروز شریک باشم دوستان امر کردن منهم به دیده منت می گویم چشم. مونده بودم که این بار چی بنویسم آخه هر مطالب به ذهنم می رسید به نظرم تکرارای بود. تا اینکه سری به دفتر خاطراتم زدم دفتری کهنه البته از لحاظ عمر ولی بسیاری از خاطرات نوجوانی و اوایل جوانی من مطعلق به این دفتر هست و ارزش معنوی بالایی داره بگذریم داشتم راجب به موضوع می گفتم به نظرم تمامی موضوع هایی رو که مرور کردم بیشتر کلیشه ای بود تا اینکه این نوشته رو تو دفترم پیدا کردم:
تو آمیزه ای از باران بهارین و یاسهایی،
نه ...
تو یک دنیا عشق به اضافه صد دریا مهربانی،
نه، چه می گویم ؟
تو در ظرف این کلملت نمی گنجی،
حرفهایم در برابر عظمت تو به خوابی آشفته می ماند!
« مادر »
چقدر این کلمه را دوست دارم
کلمه ای که فرشتگان بر زبان گذاشته اند
چقدر تورا دوست دارم!
اولین لبخند را بر لبان تو دیدم
و اولین نور را در چشمان تو
و اولین گل را در دستان تو!
« مادر »
اگر تو نبودی آسمان یک بیشه ی سوخته وتاریک نبود
و زمین یک جهنم طولانی
خلاصه
اگر تو نبودی خدا بهشت را نمی آفرید.
« مادر »
لینک عکس متن
برگ سبزی بود تحفه دل سوخته امیدوارم پذیرا باشید.
سپندار مذگان نماد عشق ایرانی
میدانم دل نبستن به جشنهای این و آن در این روزگار غمگین و پر از گرفتاری سخت است ...! میدانم که هر بهانهای برای شاد بودن در این روزگار غنیمت است!
یک نکته کوچک: شما که می خواهید شاد باشید، شما که میخواهید به عشقتان هدیه بدهید، اگر تنها کمی در میان این هیاهو نیمه علاقهای هم به این کهن سرا دارید، برایتان فرقی میکند که هدیهی تان را به جای 14 فوریه (25 بهمن ماه)، 29 بهمن ماه بدهید؟
بهترنیست به جای اینکه از ماههای دیگران استفاده کنیم ، از ماه خودمان استفاده کنیم؟
آیا بهتر نیست به جای اینکه زادمرگ یک کشیش مسیحی را جشن بگیریم، یک جشن کهن خودمان را زنده کنیم؟
آیا بهتر نیست یک جشن چند هزارسالهی ایرانی را به جای یک جشن چندصدساله اروپایی جشن بگیریم؟
آیا بهتر نیست به جای ولنتاین غربی ، که هیچگونه به زبان فارسی نمیآید، اسفندگان (سپندارمذگان) را جایگزین کنیم؟
نگویید که هم این خوب است هم آن، خواهش می کنم نگویید
در این هجوم تبلیغاتی وسیع که در حال غرق شدن هستیم اگر کمی شل بجنبیم تا صد سال دیگر هیچ چیز از ما باقی نمی ماند...
آنقدر حجم تبلیغاتی شرق و غرب بالا است که کافی است کوچکترین چیزی از آنان را وارد کنیم تا دیگر هیچ جایی برای رسوم خودمان نماند.
می دانم بسیار چیزهای مهمتر وجود دارد. اما، بیایید تا این جشن به مغزاستخوانمان رسوخ نکرده، جشن اسفندگان (سپندارمذگان) را جایگزینش کنیم.
کمی فکر کنید :
آیا جشن یلدا بد است ؟
نوروزو چهارشنبه سوری بد است ؟
پس چرا اسفندگان (سپندارمذگان) چند هزار ساله که آغازش پشت زمانها گم شده است بد باشد... ؟
میدانم دیر است، میدانم کمتر کسی به این چیزها توجه میکند،ولی مهربانی کنید، اگر تنها حس کردید که این نوشته تلنگری است،برای دوستانتان هم بفرستید. اگر بخواهیم در آیندهای نزدیک میتوانیم...
تنها چند روز مانده، تصمیمش آنقدر سخت نیست. تنها چهار روز هدیه تان را بیشتر پیش خودتان نگه دارید، همین سپاسگزارم
ابوریحان بیرونی می نویسد : "اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می رود."
ایرانی باشید و پاسدار فرهنگ
پاینده ایران
سلام دوستای خوبم؛ 
آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک : راستش تشخيص اوليهام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خونآشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخهسوار: نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرندهام!
آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...
آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همهاش سه نفرند...
آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی : پس مکانيکه ميدونه که با ...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده...
آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سیدیهات رو مرتب کردم...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب : اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بکآپ گرفتم!
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجکانداز : گفتی تا چند بشمرم؟
تقدیم به تنها شاپرک زندگانیم که شاه بیت غزل زندگانیم هست
ای دور نزدیک
ای همزاد
ای همرنگ
ای بی من و همیشه با من
یاد تو چون پرستوها
یا چون لک لک های مهاجر
لحظه لحظه به باغ خیالم سفر میکند
گفتی که هر شب واژه های شعرم را
با اشک میشویی
من هم هر لحظه یاد تو را در پریشانی خیال می پیچم
ای عطر عاطفه
گفتی که با شعر من همسفر بادی
پروازت مبارک باد
من هم هنگامی که مرغان دریایی
پرواز شوخ و شنگ خود را می آغازند
و گه گاه بر موج تن میسایند
سفررا در ذهنم تداعی می کنند
سفری که آرزویش آسان است
و پرواز مشکل
ای نزدیک دور
و ای دور نزدیک
یکی در سینه ام فریاد می زند پرواز کن
بر تارک دیوار خواهی رسید
و از آن سو همزادت را و عشقت را خواهی نگریست
پر می زنم
شوق پرواز هست
خورشید من
غروب شفق را به تماشا می نشینم
سفر خورشید را می گویم
چه زیبا سفر میکند
اما چه غریب
چه تنها
چه بی کس
چه بی مشایعت
چون عروسی با ابر
همانند عروس بی مادر
نخست می خندد و سپس می گرید
و آرام آرام من غروبش را مینگرم و طلوعش را
من وداعش را می شنوم و سلامش را
من بدرودش را و درودش را
از من قهر می کند و با تو آشتی
می خواهم به او پیغام بدهم
تا از سوی من ببوسدت
اما صدایم را نمی شنود و در هاله ی ابر پنهان می شود
گاه به قول بچه ها دالی میکند و گاه می گریزد
او می رود ومن میگریم
او بدرود می گوید و من در دل به تو درود میفرستم
در این هنگام است که لبخند تو را
در برکه ی اشک خویش تماشا می کنم
و چه تماشای دلپذیری
و اگر پیام آور من نیست
لاجرم نگاه مرا با تو هماهنگ و متصل می کند
اگر هیچ نیست
اگر بی پیام من به سوی تو می اید
دست کم یک نقطه ی نگاه مشترک که هست
یک نقطه ی اتصال یک بهانه ی دیدار
ببین به چه چیزها دلخوشم
آری من با غروب خورشید می گریم
و تو با طلوع او می خندی
اما نمی دانم چرا در همان لحظه
ناگهان چشمان فریبنده ات را در هاله یی از ابر می نگرم
که کریم تر از ابر می گرید
و بلور اشک های کریمانه ات
از میان مژگان سیاهت از میان یک جفت چشم نگران
و غمگین
از میان ابر از میان افق جوانه می زند و می شکفد
و در اقیانوسی دور می چکد
سقوط اشکها تو در آب ها
موج بر نمی انگیزد و طوفان را به آشوب دعوت میکند
ای غمگین
ای زاده ی غم
ای نشاط و ای فرزند نشاط
ای واژه ی صفا و صمیمیت
ای معنی کرامت
ای همه ایثار
ای عشق و ای تجسم محبت
ای همه پرواز
هر شب که با یاد تو به خلوت می روم
در این آهنگم که سازهای شعر را کوک کنم
و نوت های واژه ها را بنویسم
و هماهنگی کلمات را به انتظار بنشینم
تا در تالار سکوت احساس خود را روی چنگی
افسونگر یپاشم
واژه های رقصنده
چون رنگین حباب هایی
در رویا و در بلندای خیالم در هم میلولند
و چون قطرات اشک رنگین در هم می لرزند
و رنگین کمان شعر
در شرق اندیشه ام و بر دیواره ی افق خیالم تقش می بندد
سپس همه آهنگ می شوند
هماهنگ می شوند
وزن می شوند
شور و حال می شوند
و شعر می شوند
شعری که تو می پسندی
ای من
ای همزاد
ای همسفر سالهای زندگی ام
سالهاست و شاید قرنهاست که من و تو
یک روح در دو پیکریم
یک معنی در دو واژه ایم
یک خورشید در دو آسمانیم
یک عشق در دو سینه ایم
و یک هستی در دو نیم ایم
شاید هم از یک روح
دو پیکر ساخته باشند
نازنینم
خیلی حرف دارم
اشکم اجازه می دهد که بنویسم و بنویسم
اما یکی در سینه ام می گوید نه
ننویس
شاید او نخواند
شاید دوست نداشته باشد
ایا راست می گوید ؟
چند مدت پیش یه ایمیل جالب به دستم رسید بد ندیدم شما هم این رو مطالعه بفرمایید <
يه روز مادر شنل قرمزي رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلش و جواب نميده
هر چي هم براش اس ام اس ميزنم باز جواب نميده
چند روزه آنلاين هم نشده نگرانشم چند تا يتزا بخر با يه اكانت ماهانه براش ببر ببين حالش چطوره
شنل قرمزي گفت مامي امروز نميتونم
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکي
مادرش گفت يا با زبون خوش ميري يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوري لهت کنه
شنل قرمزي گفت باشه ميرم حيف که بهشت زير پاتونه فقظ خاستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين
مادرش گفت زود برگرد قراره خانواده دکتر ارنست بيان مي خوان ازت خاستگاري کنن واسه پسرشون
يا رابين هود يا هيچ کس . شنل قرمزي گفت من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد
شنل قرمزي با پژوي ۲۰۶ آلبالوئي که تازه خريده از خونه خارج ميشه
بين راه حنا دختري در مزرعه رو ميبينه حنا کجا ميري ؟؟؟
وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم کردن
اي نا کس حالا تنها ميپري ديگه
تو پارتي قبلي که بچه هاي مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازي در آوردي
بهت گفتن شب بمون گفتي مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکي شدن دعوتت نکرد
حتما اون دختره ايکبري سيندرلا هم هست
آره با لوک خوشانس ميان
شنل قرمزي يه تيک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده
پشت چراغ قرمز چشمش به نل مي خوره
ميره جلو سوارش ميکنه تو که دختر خوبي بودي نل
اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه با اون مرتيکه راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون
اون که هاج زنبور عسل بود
حالا گير نده وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون
زندگي هم که خرج داره نميشه گشنه موند
نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد
آره خودشه . مگه خبر نداشتي ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپي
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن
عجب
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائيني داره آدامس ميفروشه
چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ؟؟؟؟
به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقاي پتيول شد
بچه مايه دار شدي . بقيه همه بد بخت شدن
بچه هاي اين دوره و زمونه نمي فهمن کارتون چيه
شخصيتهاي محبوبشون شدن ديجيمون هاو چراو عمو پورنگ ديگه با حنا و نل و يوگي و
خانواده دکتر ارنست حال نمي کنن .
ما هم مجبوريم واسه گذران زندگي اين کارا رو بکنيیکی
این شعر برای من بسیار پر معنی است
تقدیمش میکنم به همه عاشقان منتظر ...